|
ادبی ،عرفانی، اجتماعی و هنری
|
گام اول:
عمیقترین معنای اعتماد به نفس چیست؟
اعتماد به نفس واقعی ارتباطی با نوع زندگی شما ندارد. به پول، تحصیل، زیبایی و موقعیت شما نیز ارتباطی ندارد. اعتماد به نفس گوهری است درونی که حاصل باور قلبی شما به خودتان است.
عمیقترین معنای اعتماد به نفس چیست؟
اولین پاسخی که به ذهنمان خطور میکند این است:
"باور کردن تواناییهای خود در انتخاب بهترینهای زندگی"
اما به راستی اعتماد به نفس واقعی چیست؟ آیا به نظر شما این تصور درست است که با برخورداری از اعتماد به نفس میتوانیم به هر کاری دست بزنیم و در انجام آن موفق شویم و آیا اعتماد به نفس به تنهایی برای رسیدن به تمام موفقیتها کافی است؟
آیا داشتن اعتماد به نفس به معنای مجوزی است برای هجوم و دستدرازی به هر سمت و سوی که در حیطه اختیارات ما نیست؟ در حقیقت فردی که بتواند اهداف و خواستههای خود را بشناسد با عقل و منطق به سوی آنها پیش برود و با موانع مبارزه کند، از اعتماد به نفس کافی برخوردار است. اعتماد به نفس شناسایی و باور تواناییها و استعدادهای خویش است.
بسیاری از ما، افراد جسور، نترس و بیباکی را که بدون فکر به سوی خطر میشتابند، انسانهای با اعتماد به نفسی میدانیم و خودمان را به علت اینکه دارای این تواناییها نیستیم، سرزنش میکنیم؛ در حالی که احتیاط به موقع یکی از ارکان اعتماد به نفس است. در بسیاری از مواقع این ترس است که ما را به جلو میبرد. ترس، انگیزه و محرک بسیاری از افراد برای حمله، مقاومت و هماوردی است و انگیزه بروز این رفتارها ربطی به اعتماد به نفس ندارد.
***
فردی که از اعتماد به نفس واقعی برخوردار باشد میتواند در موقع لزوم بدون لحظهای تردید مسیر رفته را باز گردد و از طعن و قضاوت مردم هراسی نداشته باشد.
پروانه دختر جوان و باهوشی بود که با رضا مردی جوان و مؤدب نامزد شده بود. ده روز مانده به روز عروسی پروانه احساس عجیبی را در قلبش کشف کرد؛ او رضا دوست نداشت. هر چه فکر میکرد شباهتی بین او و خودش پیدا نمیکرد. برایش ملاقات با رضا و همکلاسیهایش تفاوتی نداشت. از بودن با او شاد نمیشد و این اواخر متوجه رفتارهای غیرمسؤولانه او شده بود. خانواده پروانه و خانواده رضا سخت درگیر تهیه و تدارک مراسم عروسی بودند.
پروانه مدتی فکر کرد و عاقبت یک شب هنگام شام مشکل خود را با خانوادهاش درمیان نهاد. مادر و خواهر و برادر کوچکترش در حالی که با دهان باز به او نگاه میکردند، یکصدا فریاد زدند:
ـ امکان ندارد
مادرش در حالی که چشمانش پر از اشک شده بود گفت:
ـ پروانه جان، کارتهای عروسی پخش شده، اعتماد به نفس داشته باش. مشکلاتت حل خواهد شد. خواهر و برادرش تأیید کردند: آره، پروانه نترس، شجاع باش.
پروانه سکوت کرد: دوست نداشت با خانوادهاش مشاجره کند. سکوت برقرار شد و همه ناراحت و پریشان به بشقابهای خود خیره شدند.
پدر پروانه که تا آن لحظه حرفی نزده بود سکوت را شکست و گفت:
ـ پروانه جان، از احساسی که داری مطمئنی؟ او به پدرش نگاه کرد و گفت:
ـ بله پدر مطمئنم.
پدر پروانه از کودکی او را درک میکرد مدتی به دخترش نگاه کرد و گفت: دلیلی ندارد یک اشتباه را تا به آخر ادامه دهیم.
این از شجاعت پروانه است که توانست این مسأله را ابتدا به خود، سپس به ما اعتراف کند. حالا با توجه به احساسی که دخترمان در قلبش دارد، ادامه این راه از روی ترس است. ما با کمال شهامت سرمان را بالا میگیریم و قبل از اینکه دیر شود عروسی را به هم میزنیم.
پروانه احساس کرد که نگرانیها و کابوسهایش به یکباره تمام شده است. ساعتی بعد مادر پرسید:
ـ چه کسی خبر به هم خوردن عروسی را به میهمانها میدهد؟ پروانه با اطمینان گفت: خودم.
***
اعتماد به نفس، پیش رفتن به سوی ناشناختهها و موقعیتهای رنجآور نیست، بلکه خصوصیتی است که تمام شخصیت، آینده و موقیع انسان را تحت تأثیر قرار میدهد. اعتماد به نفس یکی از مهمترین خصوصیاتی است که یک انسان میتواند داشته باشد.
داشتن اعتماد به نفس باعث ایجاد نگرش مثبت، افکار خوشایند و افزایش انرژی معنوی میشود و عدم آن باعث ناتوانی در تصمیمگیری، انتخاب و در نهایت مانع دستیابی به موفقت خواهد شد.
آیا تا به فکر کردهاید چرا اعتماد به نفس تا این حد لازم است؟ اعتماد به نفس شما را به سوی خطر کردن، دستیابی به تواناییها، تحقق استعدادها و شکوفا شدن کامل سوق میدهد و باعث میشود تا انتظاراتی واقعی از زندگی داشته باشید؛ به روح و جسمتان اهمیت دهید، به ارزشهایتان احترام بگذارید و ...
حال در نظر بگیرید که بک فرد بدون اعتماد به نفس از عهده چه کارهایی برآمده و با زندگیاش چگونه کنار میآید؟ آیا نباید همواره منتظر دیگران بماند تا برایش تعیین تکلیف کنند؟ یا راه و روش مشخص کنند؟ آیا همواره تابع نظر و ایده دیگران قرار نمیگیرد؟ آیا میتواند برای خود هدف تعیین کند؟ همسر انتخاب کند؟ و...
فراموش نکنید که اعتماد به نفس واقعی ارتباطی با نوع زندگی شما ندارد. مربوط به پول، تحصیل، زیبایی و موقعیت نیست.
اعتماد به نفس گوهری است درونی که از باور قلبی شما به خودتان ایجاد شده است.
پس خود را باور کنید و از گوهر خود نگهداری نمایید. ما در اطراف خود افرادی زیادی را میبینیم که زیبا، پولدار و تحصیلکرده هستند ولی از کوچکترین اعتماد به نفسی برخوردار نیستند و برای جزئیترین مسایل زندگی خود نمیتوانند تصمیم بگیرند و شاهدیم که همه برای این گونه افراد دلسوزی میکنند. در صورتی که افرادی نیز وجود دارند که با چهرههای متوسط و درآمدی معمولی، حاکم و مسلط بر زندگی خود هستند و دیگران را هم به سوی کمال مطلوب راهنمایی میکنند.
در واقع اعتماد به نفس واقعی آن است که روی آگاهیها و تواناییهای ما نیز اثر بگذارد.
همواره اعتقاد داشته باشید که میتوانید احساسات خود را درک کرده و آنها را بروز دهید. ایمان داشته باشید که میتوانید با دیگران رابطه دوستانهای برقرار سازید. به آنها کمک مکنید و اسمانداشته باشید که چیزهای ارزشمندی برای هدیه دادن به اطرافیانتان در قلب خود نگداری میکنید.
اعتماد به نفس چیزی نیست که کسی در یک بسته به شما هدیه بدهد، احساسی است که باید درون شما شکوفه کند و به بار بنشیند.
فراموش نکنیم: "اعتماد به نفس شناسایی و باور تواناییها و استعدادهای خویش است. تواناییها و استعدادهایی که در صورت باور آنها، دنیایی را به حرکت و لرزه در خواهید آورد."
تمرین:
1- آنچه از کلمه اعتماد به نفس فهمیدید را روی کاغذ بنویسید و با نوشتههای این کتاب و کتابهای دیگری در این زمینه مقایسه کنید. سعی کنید عمیقتر و عمیقتر به این موضوع فکر کنید.
2- لیستی از تواناییهای خود تهیه کنید و به مدت 21 روز، هر روز آن را مطالعه کنید.
3- باورهای خود را روی کاغذ بیاورید، آیا همه آنها منطقی هستند؟ سعی کنید باورهای صحیح و غلط خود را از هم جدا کنید.
4- یک کاغذ بردارید و مواردی که کاری را از روی ترس انجام دادهاید و یا از روی ترس انجام ندادهاید بنویسید و به تفاوتهای آنها فکر کنید. مشخص کنید که کدامیک از روی اعتماد به نفس بوده و کدامیک از عدم اعتماد به نفس نشأت گرفته است.
5- مشخصات یک فرد دارای اعتماد به نفس را روی کاغذ بنویسید و خصوصیات خود را با آن مقایسه کنید.
6- هر روز صبح با این تصمیم از خواب برخیزید و با اطمینان بگویید:
"امروز اولین روز از بقیه زندگی من است"
منبع: 12 گام تا اعتماد به نفس کامل نوشته محمد سیدا